آیا عیسی خداست؟؟؟

 

وقتی به کتاب مقدس مراجعه میکنیم با آیاتی روبرو میشویم که به طور صریح تثلیث و اعتقاد به الوهیت شخص دیگری به غیر از پدر را نفی میکند. در این بحث این آیات را بررسی میکنیم

خدا درعهد قدیم به مثابه وجودی واحد[1] ازلی و ابدی شناسانده شده, آنجا که میگوید:

"....[2]" او همچنین خالق مدبر بوده و جهان, آفریده و مورد تدبیر و امر اوست, او زنده ای نامی است و بنابراین با انسان تفاوت دارد: "زیرا من خدا هستم, نه انسان.[3]" خداوند شبیه ندارد؛ زیرا هر تصویری از او که در ذهن آدمی ساخته شود, خود, بتی به شمار می آید.[4]و در عهد عتیق وجود هر شخصیتی به غیر از یهوه به عنوان خدا نفی شده است [5]و او به تنهایی متعال و بلند مرتبه است[6]

گرچه عهد قدیم, ویژگیهایی بیش از این برای خداوند ذکر کرده, اما از مقایسه همین موارد با آموزه تثلیث و تجسد خدا در انسان, ناسازگاری بین عهد جدید و قدیم روشن می شود. موجودی که عهد قدیم, خالق و زنده و ازلی  و غیر انسان می خواند, در عهد جدید بدل به مخلوقی می گردد که از شکم انسانی دیگر بیرون می آید و مانند انسانها می خورد و می آشامد و سرانجام به صلیب رفته و می میرد؛ اوصافی که به راستی هیچ خرد سالمی, سازگاری آن با وجود برتر و مقدس خداوند را نمی پذیرد.

پولس به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا ، حتی پس از آمدن عیسی به زمین ، اشاره نکرد. او نوشت:

((خدا یک است.))غلاطیان 3: 20 ؛ همچنین 1قرنتیان 8: 4 6

هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت میشود. هنگامی که او سخن میگوید ، بصورت یک فرد است. کتاب مقدس نمیتواند در اینباره از این واضحتر باشد. طبق تعلیم کتاب مقدس

«ما را تنها یک خداست، یعنی پدر» (1قرنتیان 6:8)

 این آیه به روشنی نشان می دهد که پدر آسمانی «اقنوم اول ِخدا» نیست، بلکه«یک خدا»می­باشد.

ولی عقیده تثلیث میگوید: «مارا تنها یک خداست یعنی پدر، پسر و روح القدس»  در حالی که دیدیم طبق تعلیم کتاب مقدس  : «ما را تنها یک خداست، یعنی پدر»

یکی از اصول تثلیث این بود که شخصیت های تثلیث با هم مساوی هستند در عهد جدید آیاتی وجود دارد که به صراحت تثلیث و تساوی بین خدای پدر و مسیح و روح القدس را نقی میکند  و نشان می دهد که مسیح از نزد خود هیچ نداشته و هر چه دارد پدر به او بخشیده است تعبیری که در باره خدا نمیتوان به کار برد

«پدر پسر را دوست دارد  و همه چیز را در دستان او قرار داده است[7]»

در حالی که اگر مسیح خودش خدا بود کسی نباید چیزی به وی بدهد ولی مسیح هیچ ابایی نداشت که تصریح کند که هیچ کاری را از نزد خود نمیتواند انجام دهد و با صراحت اعلام میکرد :

و بدرستی به شما می گویم که پسر هیچ کاری را از پیش خود نمی تواند بکند

در حالی که خدا باید قادر مطلق باشد همچنین مسیح در باره خود میفرمود  از پیش خود هیچ سخنی نمیتوانم بگویم و تمام سخنانش را از خدا میگیرد[8] و اعلام میکرد:

از پیش خود هیچ نمی گویم بلکه پدری که مرا فرستاده است به من توصیه ای عطا کرده که چه بگویم و چگونه بگویم[9]

و میدانیم خداوند عالم مطلق است و باید علمش ذاتی خودش بایشد نه اینکه کسی به وی بیاموزد خداوند باید بتواند از نزد خود سخن بگوید ولی مسیح هیچ کدام از تعالیمش از خودش نبوده  زیرا میفرماید:

"مسیح به آنها جواب داد و گفت تعالیم من از من نیست بلکه از از طرف کسی است که مرا فرستاده یوحنا 7 : 16،

و مسیح خود با صراحت از ندانسته هایش سخن گفت مرقس مینویسد وقتی از مسیح سوال کردند زمان امدن پسر انسان و منجی چه زمانی است در پاسخ فرمود :

اما آن روز و آن ساعت را احدی نمی داند حتی ملائکه آسمان و پسرهم  مگر پدر که او میداند[10]

. مسیحیان اصرار دارند که بگویند مسیح از ازل خدا بوده و ازلی است در حالی که کتاب مقدس میگوید  و خداوند به مسیح حیات بخشیده

"همانطوری که پدر ذاتا حیات دارد به پسر نیز حیات بخشیده در ذاتش"

و اگر مسیح خدا بوده چگونه حیاتش را از دیگری گرفته است

و حتی مجد و کرامتش را نیز از خدا دارد چرا که او از خدای پدر کرامت و مجد را گرفته است [11]و به خاطر اینکه بعدا پیروانش به اشتباه نیفتند و بدانند که مسیح هم مانند در بالای سر خود خدایی بزرگ دارد  با صراحت به مریم مجدلیه گفت که به دیگران بگوید :

من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم

و از طرفی دیگر  در انجیل آمده است که در روز داوری مسیح برای خدا خضوع میکند

"و هنگامی که خضوع همه اشیاء برای پسر تمام شد خود پسر خضوع خواهد کرد برای کسی که همه چیز برای او خضوع میکنند بخاطر اینکه خدا همه اشیاء در همه اشیاء باشد."[12]

در حالی که این مطلب با الوهیت مسیح منافات دارد

و گویا مسیح با این تعابیر به صورت مختلف میخواست به پیروانش بفهماند که او مانند یک انسان است که به برخی از مسائل آگاه نیست و تنها خداست که عالم به همه چیز است و با صراحت اعلام میکرد که من از پیش خودم هیچ چیزی ندارم هر چه دارم از خدای واحد و یگانه است و میفرمود به همه بگویید که من دارم نزد خدای خودم و خدای شما میروم  و حتی حیات و زندگانیش را هم از خودش ندارد بلکه  آن را از خدایی دیگر دارد

روزی دانشمندی مخالف تثلیث از یک تثلیث گرا پرسید اگر خدا  میخواست به دیگران بفهماند به غیر از پدر خدای دیگری وجود ندارد  باید چگونه تعبیر میکرد وی در پاسخ گفت باید میگفت: ( من هستم خدای واحد حقیقی  و به غیر از یهوه خدایی نیست)

 وی در پاسخ گفت اتفاقا خداوند همین تعبیر را در باره خود به کار برده وقتی  عیسی مسیح در انجیل یوحنا 3:17 می فرماید:

این است حیات جاویدان، که تو را، تنها خدای حقیقی، و عیسی مسیح را که فرستاده‌ای، بشناسند.» (هزارۀ نو)

و در جای دیگری آورده که

((من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.)) (اشعیا 45: 5) 

و نمیدانیم اگر مسیح میخواست به دیگران بفماند که من خدا نیستم  باید چه تعبیر دیگری به کار میبرد تا پیروانش نسبت خدایی به وی نچسبانند و وی را خدا نخوانند


 


/ 62 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد پروین

تنهایی هایم را تکه تکه میکردم تا انقدر پرشمار شوند که دیگر تنها نباشم..حالا تنهاتر از همیشه کنار هر تکه تنهایی تکه ای از خودم را گذاشته ام ممنون از حضور پر مهرت [گل]

ستاره های بی فروغ

دوست محترم و بزرگوار از حضورتان ما را نورانی کردید. نگاهتان را قدر می شماریم . ستاره های بی فروغ

مرتضی

سلام تازه این مطالبی که شما اوردید از یک کتاب تحریف شده است اگر کتاب واقعی می بود چه جوابی داشتن البته خوب بدونیم بداهت توحید علمای کلام مسیحی رو وادار به قبول این حقیقت کرده

استاذنا

علي‎بن ابراهيم در اين باره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبدالله بن جندب را در عرفات ديدم كه زماني طولاني دست به سوي آسمان بلند كرده، سيلاب اشك از گونه‎هايش بر زمين سرازير بود، به گونه‎اي كه من شخص ديگري را اينچنين در حال مناجات نديدم. هنگامي كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: كسي را بهتر از تو در حال نيايش نديدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا مي‎كردم؛ زيرا از امام كاظم(ع) شنيدم كه فرمود: كسي كه به دور از چشم برادر (ايماني)اش در حق وي دعا كند از جانب عرش ندا داده مي‎شود كه صدهزا برابر آنچه براي او خواستي نصيب تو خواهد شد: «من دعا لأخيه بظهر الغيب نودي من العرش: ولك مأة ألف ضعف مثله». پس شايسته نبود كه من صدهزار برابر دعاي مستجاب را به خاطر يك دعا كه برآورد شدنش معلوم نيست واگذارم. (كافي، 2/508 و 4/465)

مسافر خدا

مطالب وبلاگتان خیلی جالب است . ممنون . لینک شدید . یک هدیه تقدیم به شما ، سخن گرانبهای امام محمد باقر(ع) ، با دقت بخوانید و از عاملان آن باشیم . امام محمد باقر (ع ) : " گمان می کنید که چشمهای بینا و گوشهای شنوای ما همیشه همراه شما نیست؟ چه پندار نادرستی است . به خدا سوگند هیچ چیز ار کردارتان بر ما پوشیده نیست . پس ما را نزد خودتان حاضر بدانید و خود را به کار نیک عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به همین نشانه و علامت شناخته شوید . من فرزندان و شیعیانم را به این برنامه فرمان می دهم . " ( بحارالانوار ج۴۶ ص۲۴۳)