خشونت و مسیحیت (1)

خشونت و مسیحیت

 

 

خشونت یکی از نسبت هایی است که به طور مدام مبشرین مسیحی و رسانه های غربی  در باره اسلام به کار میبرند

پاپ یندیکت شانزدهم در اولین سخنرانی خود در آلمان اسلام را دین خشونت نامید

دانمارک با کشیدن کاریکتور هایی جلوه خشنی از پیامبر اسلام نشان داد

نماینده مجلس هلند با ساخت فیلم فتنه قران را کتاب تروریستی معرفی کرد

و...

 

سازمانهای تبشیری مسیحی نیز مدام بر طبل این فتنه میکوبند و با تمام امکانات رسانه ای از جمله ساخت کارتون، بازی های رایانه ای ، اخبار رسانه ای ، فیلم های سینمایی، سایت های اینترنتی و... به طور مستقیم و غیر مستقیم در صدد معرفی چهره خشنی از اسلام هستند 

و شور بختانه برخی از افراطیون سلفی با ارتکاب جنایات وحشیانه ای با نام اسلام  هم بهانه های لازم برای خشن جلوه دادن اسلام  را در اختیار ایشان گذاشتند.

 

و همه و همه دست به دست هم دادند تا بتوانند چهره ای تاریک از خورشید محبت و معنویت اسلام بسازند

آیینی که اساس دین را محبت   و تمام سوره سوره قرانش با مهربانی و بخشندگی آغاز میشود . و به مومنانش می آموزد چتر مهربانی ات بر سر تمام نوع انسانی بگستران زیرا آنها یا برادر دینی تو هستند و یا در انسانیت شریک و نظیر تو 

 

ما جوهره تمامی ادیان از جمله اسلام و مسیحیت و یهود و...را محبت و معنویت میدانیم و احترام تمامی پیروانش را به حکم انسانی و الهی لازم و ضروری میدانیم اما در این مجال کوچک میخواهیم سخنی با عالیجناب پاپ و سازمانهای  تبشیری بیاغازیم و سفری کوتاه در عمق کتاب مقدس و متون مسیحی را داشته باشیم تا همه خود ببینند و بدانند که کسی که خانه اش از شیشه است نباید به خانه دیگران سنگ اندازی کند 

داستان از اینجا شروع میشود

 قوم خدا از مصر رهایی میابند و بناست در سرزمین کنعان ساکن شوند (فلسطین) در سرزمین کنعان اقوام بسیاری ساکن بودند که قوم خدا میخواستند در سرزمین های ایشان ساکن شوند .. با این اقوام ساکن باید چه بکنند. معمولا راحت ترین راه حل پاک کردن صورت مساله است . تمامی ایشان را بکشید! زنان و مردان و حتی کودکان .

این فرمانی است که خداوند طبق نقل کتاب مقدس مسیحیان  به قوم خود میدهد .

حتی کودکان!

 

فرمان صادر شد 

خداوند کتاب مقدس میفرماید :

اما از شهرهای این امت¬هایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می¬دهد، هیچ ذی¬نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را، یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را، چنان که یَهُوَه، خدایت، تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.» [1]

 

شهر ویران شد

اسرائیلیان به پشت دروازه سیحون رسیدند و با یورش اولیه شهر را فتح کردند و باقی ماجرا را از زبان کتاب مقدس میبینیم 

 

. و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم. لیکن بهایم را با غنیمت شهرهایی که گرفته بودیم، برای خود به غارت بردیم..» [2]

 

فقط دختران باکره زنده بمانند

در مملکت مدیان لشگریان تخلف کردند و تنها مردان و پیر مردان پیر زنان شهر را کشتند و زنان و بچه ها را برای اسیری باقی نگاه داشتند

«و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند، و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همۀ املاک ایشان را غارت کردند. و تمامی شهرها و مساکن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند. و تمامی غنیمت و جمیع غارت از انسان و بهایم گرفتند.

 

و چون اسیران را نزد پیامبر آوردند پیامبر برافروخته شد و فریاد زد :

. و موسی بر رؤسای لشکر یعنی سرداران ... که از خدمت جنگ باز آمده بودند، ‌غضبناک شد. و موسی به ایشان گفت: آیا همۀ زنان را زنده نگاه داشتید؟

 

و اینک قتل عام

 

. پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته، با او همبستر شده باشد بکشید. و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته، و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید.

 

تنها دختران باکره زنده بمانند

و کتاب مقدس در ادامه ماجرا نقل میکند دختران باکره ای که زنده باقی ماندند سی و دو هزار نفر بودند

. و از انسان از زنانی که مرد را نشناخته بودند، سی و دو هزار نفر بودند.» [3]

 

از این تعداد به راحتی میتوان حدس تعداد کودکان شیر خواره و غیر شیر خواره که در جلوی چشم مادران قتل عام شدند و تعداد مادرانی که جلوی چشم کودکانشان سر بریده شدند چند نفر بوده !!

 

 

و نوبت قتل عام کشور پهناور باشان رسید

 

باشان نام کشوری است که شصت شهر و هزاران روستای آباد در دل خود داشت و مردم آن به خوبی و خرمی در کشور خود زندگی میکردند

گروهی که طبق کتاب مقدس  خود را قوم خدا مینامیدند به این کشور حمله بردند و ببینیم کتاب ادامه ماجرا را چگونه توصیف میکند :

 

«پس یَهُوَه، خدای ما، عوج ملک باشان را نیز و تمامی قومش را به دست ما تسلیم نموده، او را به حدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند. و در آن وقت همۀ شهرهایش را گرفتیم، و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم؛ یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرجوب که مملکت عوج در باشان بود. جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازه‌ها و پشت‌بندها بود، سوای قُرای بی‌حصارِ بسیار کثیر. و آنها را بالکل‌ّ هلاک کردیم؛ چنان که با سیحون ملک حشبون، کرده بودیم؛ هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم. و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم.» [4]

 

 


 

[1]. سفر تثنیه، 20: 10-17.

 

[2]. سفر تثنیه، 2: 32-37.

 

[3]. سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35.

 

[4]. سفر تثنیه، 3: 3-7.

ادامه دارد . . . .

/ 13 نظر / 110 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

دینی که توش تحریف بشه چجوری باید بهش اعتماد کرد؟ با اخرین پستم منظرتم دوست خوبم

فریده جلیلوند

گرامی و محترم ممنون از اطلاع رسانی شما ستاره ها ی بی فروغ

تازه نفس

تازه خوبي اش اينه که ما مي گيم اينها کلي تحريف توشه و به پيامبر خدا نسبت ... نمي ديديم ولي خودشون که اينها رو تحريف نمي دونن ديگه معلوم نيست چطور مي تونن بخونند و ببينند و .... باز قبولش داشته باشند که هيچ تازه ديگران رو متهم کنند ! البته در ابتدا که ادم هاي عادي ظاهرا اجازه خوندن کتاب مقدس رو نداشتند و فقط در کليسا کسي براشون مي خونده و لابد چاهاي عرفاني و قشنگ اش رو ولي حالا که همه در دسترشون هست ديگه حجت بر همه تمامه و ..... فقط مي شه گفت : الامان الامان يا مولاي يا صاحب الزمان

اهل نور

سلام بر شما می خواهند نور خداوند را با دهنهایشان(سخنهایشان)خاموش کنند،ولی خداوند تمام کننده ی نور خویش است.قرآن کریم یا علی،التماس دعا[گل]

دوستدار بهجت

[گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل] [گل][فرشته][خوشمزه][گل][قلب][گل][فرشته][خوشمزه][گل]

محمد

سلام اي بابا شما بازم كه ميتركونيد(لاو) شرمنده نظرات خصوصي رو نخونده بودم با اينكه ميدونيم اين كتاب تحريف شده اما اگر من مسيحي بودم با شنيدن اين حرفا از پيامبرم دلگير نميشدم آخه با اين سوسول بازيا كه آدم دين انتخاب نميكنه در آخر از زحمات شما كه در جهت نشر حقايق است تشكر ميكنم

مریم

سلام داداش رضا جون مطلبت واقعا جالب و متحولانه و متفکرانه بود[متفکر]

منتظر

با سلام و احترام ازمساعی خداپسندانه حضرات به سهم خویش سپاسگزارم و موفقیت روز افزون از پروردگار حکیم برایتان مسئلت مینمایم ، یاعلی مددی فرما[گل]

باد مهربون

زرد و نیلی و بنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام، سال های سال، صبح های زود. در کنار چشمه ی سحر سر نهاده روی شانه های یکدگر، گیسوان خیس شان به دست باد، چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم، رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم، می تراود از سکوت دلپذیرشان، بهترین ترانه، بهترین سرود!